چرا عقبنشینی آمریکا سلامت جهانی را تهدید میکند؟
خلأ راهبردی ایالات متحده در نظام سلامت بینالملل
خلاصه
پس از فروکشکردن بحران جهانی کووید–۱۹، بسیاری از کشورها این همهگیری را نه صرفاً یک فاجعه، بلکه نقطه عطفی برای بازاندیشی در نظامهای آمادگی زیستی تلقی کردند. هدف اصلی، توسعه زیرساختهایی بود که امکان شناسایی سریع پاتوژنهای نوظهور، تولید شتابیافته واکسنها و داروها، و مهار مؤثر تهدیدهای همهگیر آینده را فراهم سازد. در این مسیر، شبکههای هشدار زودهنگام، پلتفرمهای نوین واکسنسازی و سرمایهگذاریهای کلان پژوهشی در دستور کار بسیاری از کشورها قرار گرفت.
با این حال، در تضادی آشکار با این روند جهانی، ایالات متحده آمریکا که تا چندی پیش نقش محوری در رهبری آمادگی جهانی برای همهگیریها ایفا میکرد در سالهای اخیر مسیر متفاوتی برگزیده و از بخش قابل توجهی از تعهدات خود عقبنشینی کرده است. توقف یا تعلیق بیش از یک میلیارد دلار سرمایهگذاری در حوزه پژوهشهای حیاتی سلامت عمومی، بهویژه در زمینه واکسنها و سامانههای پایش بیماریهای نوپدید، نگرانیهای عمیقی را در میان متخصصان ایجاد کرده است. این گزارش تحلیلی نشان میدهد که چگونه این عقبنشینی میتواند ایالات متحده و حتی نظام سلامت جهانی را در برابر «همهگیری بعدی» آسیبپذیرتر از گذشته سازد.
غیبت معنادار یک رهبر سابق
در شهریورماه، نشست مهمی با حضور رهبران ارشد نهادهای بینالمللی مسئول مقابله با همهگیریها در شهر اتاوا برگزار شد. نمایندگانی از سازمان جهانی بهداشت (WHO)، ائتلاف نوآوریهای آمادگی همهگیری (CEPI) و سایر بازیگران کلیدی از چهار قاره گرد هم آمدند تا درباره تهدیدهایی بحث کنند که برخی از آنها هنوز حتی بهطور رسمی شناسایی نشدهاند.
با این حال، یک غیبت بیش از هر چیز به چشم میآمد: غیبت ایالات متحده آمریکا. این غیبت صرفاً نمادین نبود، بلکه بازتابی از عقبنشینی ساختاری و تاریخی کشوری بود که تا پیش از این، ستون اصلی نظام جهانی آمادگی زیستی به شمار میرفت.
پس از شوک اولیه کووید–۱۹زمانی که جهان بدون واکسن و درمان مؤثر با افزایش تصاعدی مرگومیر مواجه بود ایالات متحده برنامهای گسترده برای بازسازی توان پاسخگویی خود طراحی کرد. این برنامه بر توسعه واکسنها و داروهایی متمرکز بود که نهتنها علیه SARS-CoV-2، بلکه علیه خانوادههای کامل ویروسی و حتی پاتوژنهای بالقوه آینده کارآمد باشند.
اما در کمتر از یک سال گذشته، این راهبرد بهطور ناگهانی متوقف شد. رابرت اف. کندی جونیور، وزیر بهداشت دولت دوم دونالد ترامپ، دستور لغو یا تعلیق بخش عمدهای از این برنامهها و طرحهای مکمل پایش تهدیدهای نوظهور را صادر کرد.
بر اساس گزارشهای رسمی:
-
بیش از یک میلیارد دلار بودجه توسعه واکسن و دارو لغو شده است؛
-
بیش از یک میلیارد دلار دیگر در وضعیت بلاتکلیف قرار دارد.
کریستینا کاسِتی، ویروسشناس برجسته و مدیر پیشین مؤسسه ملی آلرژی و بیماریهای عفونی آمریکا (NIAID)، در گفتوگو با نشریه Science هشدار میدهد:
«آنچه اکنون در حال رخ دادن است، بهطرزی باورنکردنی توان دفاع زیستی آمریکا را تضعیف کرده و شکافی عمیق در آمادگی این کشور ایجاد کرده است»
ژنرال بازنشسته پل فریدریشس، مدیر پیشین دفتر سیاستگذاری آمادگی و پاسخ به همهگیریها در دولت بایدن، نیز تأکید میکند که این تصمیمها عملاً دستاوردهای سالهای گذشته را از میان بردهاند. دفتری که زمانی با حدود ۲۰ نیروی متخصص فعالیت میکرد، اکنون به نهادی بدون مدیر و کارمند تبدیل شده است.
به گفته او، این عقبنشینی نهتنها در برابر بیماریهای طبیعی، بلکه در برابر تهدیدهای بالقوه جنگافزارهای زیستی نیز آمریکا را آسیبپذیرتر کرده است؛ وضعیتی که میتواند دیگر بازیگران را به سوءاستفاده از این خلأ تشویق کند.
ریشههای سیاسی و ایدئولوژیک یک تصمیم علمی
تحلیلگران، بخشی از این کاهش بودجه را بازتابی از تجربه سیاسی–اجتماعی کووید–۱۹ میدانند؛ دورهای که اقدامات بهداشت عمومی مانند ماسک، قرنطینه و تعطیلی مدارس به نماد «مداخله بیش از حد دولت» بدل شد. افزون بر این، دونالد ترامپ همچنان مؤسسه ملی بهداشت آمریکا (NIH) را به حمایت از پژوهشهای پرخطر در چین متهم میکند.
با این حال، عامل کلیدیتر، بیاعتمادی دیرینه رابرت اف. کندی جونیور به واکسنها بهویژه واکسنهای مبتنی بر RNA پیامرسان (mRNA) است؛ فناوریای که بسیاری از دانشمندان آن را سریعترین و انعطافپذیرترین پلتفرم برای مقابله با همهگیریهای آینده میدانند.
در حالی که مقامات رسمی NIH بر پایبندی به «بالاترین استانداردهای علمی» تأکید میکنند، بسیاری از پژوهشگران فضای حاکم را آکنده از ترس و نااطمینانی توصیف کردهاند. قطع ناگهانی پروژهها، بدون توضیح شفاف، موجب شده است که حتی نام بسیاری از طرحهای لغوشده قابل ذکر نباشد.
یکی از مقامات ارشد سابق حوزه سلامت آمریکا این تصمیمها را «خطرناک، مرگبار و کوتهبینانه» توصیف میکند و هشدار میدهد که همهگیریها را نمیتوان با واکنشهای دیرهنگام و تزریق ناگهانی منابع مهار کرد.
درسهای فراموششده کووید–۱۹
ظهور SARS-CoV-2 در اواخر سال ۲۰۱۹ نشان داد که فاصله میان شناسایی یک پاتوژن جدید تا دستیابی به واکسن و درمان مؤثر میتواند به قیمت میلیونها جان تمام شود. اگرچه شناسایی ویروس ظرف چند هفته انجام شد، اما واکسنها نزدیک به یک سال بعد و درمانهای مؤثر حتی دیرتر در دسترس قرار گرفتند.
در این فاصله، نظامهای سلامت در بسیاری از کشورها به آستانه فروپاشی رسیدند و جهان با بحرانی کمسابقه مواجه شد.
در سپتامبر ۲۰۲۱، دولت بایدن در گزارشی رسمی خواستار سرمایهگذاری ۶۵.۳ میلیارد دلاری طی ۷ تا ۱۰ سال برای تقویت آمادگی همهگیری شد؛ سرمایهگذاریای که واکسنها، درمانها و سامانههای پایش را در بر میگرفت. NIAID نیز فهرستی از خانوادههای ویروسی اولویتدار از جمله کروناویروسها و آنفلوانزا منتشر کرد و برنامههای چندسالهای برای توسعه واکسنها و داروهای «خانوادهمحور» آغاز شد.
با این حال، بسیاری از این طرحها در سالهای بعد یا متوقف شدند یا به وضعیت نامعلوم درآمدند.
آنفلوانزا، mRNA و توقف ناگهانی یک مسیر حیاتی
در میان پاتوژنهای بالقوه موسوم به «بیماری X» ، بسیاری از متخصصان ویروس آنفلوانزا بهویژه زیرگونههای پرخطر H5N1 را بزرگترین تهدید میدانند. گسترش این ویروس در میان گاوهای شیری آمریکا، زنگ خطری جدی درباره توان سازگاری آن با پستانداران به صدا درآورد.
برای مقابله با این تهدید، آمریکا بار دیگر به فناوری mRNA روی آورد؛ همان فناوریای که در قالب برنامه «Operation Warp Speed» توانست واکسن کووید–۱۹ را در زمانی بیسابقه به بازار برساند.
با این وجود، در سال ۲۰۲۴، وزارت بهداشت آمریکا قراردادهای چندصد میلیون دلاری با شرکت Moderna برای توسعه واکسن mRNA علیه H5N1 و سایر زیرگونهها را لغو کرد. اندکی بعد، برنامه توسعه واکسنهای mRNA بهطور هماهنگ متوقف شد و دهها پروژه تحقیقاتی پایان یافتند؛ تصمیمی که بسیاری از دانشمندان آن را ضربهای جدی به سلامت عمومی میدانند.
جهان در حال حرکت، آمریکا در حال عقبنشینی
در حالی که ایالات متحده بخشی از نقش پیشین خود را کنار گذاشته است، سایر کشورها و نهادهای بینالمللی تلاش کردهاند این خلأ را جبران کنند. اروپا، ژاپن، چین و سازمانهایی مانند CEPI و WHO سرمایهگذاریهای قابل توجهی در توسعه واکسنها، درمانها و آموزش فناوری mRNA انجام دادهاند.
دانشگاهها و مراکز پژوهشی جدیدی در اروپا، آسیا و اقیانوسیه تأسیس شدهاند تا ظرفیتهای علمی برای مقابله با همهگیریهای آینده تقویت شود.
کریستینا کاسِتی، با اشاره به نشست اتاوا، تأکید میکند که روحیه همکاری جهانی همچنان زنده است، اما دیگر نمیتوان بر ایالات متحده بهعنوان شریک اصلی تکیه کرد:
« خوشبختانه گروههایی خارج از آمریکا این خلأ را پر میکنند، زیرا تصمیمهای آنها نه بر اساس ایدئولوژی، بلکه بر پایه شواهد علمی اتخاذ میشود.»
جمعبندی
همهگیریها رویدادهایی تصادفی و کوتاهمدت نیستند، بلکه پیامدهای اجتنابناپذیر جهانیشدن، تغییرات زیستمحیطی و تعامل فزاینده انسان و حیاتوحشاند. تجربه کووید–۱۹ نشان داد که آمادگی پیشینی، تنها راه کاهش هزینههای انسانی، اجتماعی و اقتصادی چنین بحرانهایی است.
در این چارچوب، عقبنشینی ایالات متحده از سرمایهگذاریهای راهبردی در حوزه آمادگی همهگیری، نهتنها یک انتخاب سیاسی، بلکه تصمیمی با پیامدهای بالقوه جهانی است؛ تصمیمی که میتواند بهای آن، در همهگیری بعدی، بسیار سنگینتر از آنچه امروز تصور میشود، پرداخت شود.
منابع و توضیحات:
https://www.science.org/content/article/trump-administration-dismantling-efforts-fight-next-pandemic