پیامد های روانی پنهان اعتراضات
(Mental health during and after protests, riots and revolutions: A systematic review)
خلاصهی مقاله:
اعتراضها، شورشها و انقلابها همواره بخشی جداییناپذیر از تاریخ بشر بودهاند، اما پیامدهای روانی آنها تا همین اواخر کمتر بهطور سیستماتیک بررسی شده است. این مقاله، نخستین مرور نظاممند (Systematic Review) جهانی را ارائه میدهد که تأثیر کنشهای جمعی سیاسی–اجتماعی را بر سلامت روان بررسی کرده است. نتایج نشان میدهد حتی اعتراضهای غیرخشونتآمیز نیز میتوانند با افزایش افسردگی، اضطراب و اختلال استرس پس از سانحه همراه باشند. در عین حال، شواهد محدودی حاکی از آن است که در برخی شرایط، کنشهای جمعی میتوانند اثرات روانی مثبت نیز ایجاد کنند. این یافتهها اهمیت توجه متخصصان سلامت به پیامدهای روانی پنهان این رویدادهای اجتماعی را برجسته میکند.
چرا سلامت روان در اعتراضها اهمیت دارد؟
تا پیش از این، تمرکز اصلی پژوهشهای سلامت روان بر رویدادهایی مانند بلایای طبیعی، جنگها و حملات تروریستی بود؛ وقایعی که تهدید مستقیم جان انسانها را در پی دارند. اما اعتراضها و جنبشهای اجتماعی، ماهیتی متفاوت دارند. آنها اغلب طولانیترند، فضای عدمقطعیت ایجاد میکنند، روابط اجتماعی را دچار تنش میسازند و از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی به درون زندگی روزمره نفوذ میکنند.
مطالعهای جامع که برای نخستین بار بهصورت مرور نظاممند انجام شده، نشان میدهد که این نوع کنشهای جمعی نیز میتوانند سطحی از آسیب روانی مشابه با فجایع بزرگ ایجاد کنند.
این مرور سیستماتیک چه میگوید؟
در این مرور نظاممند (Systematic Review)، ۵۲ مطالعه علمی از ۲۰ کشور مختلف مورد بررسی قرار گرفت که مجموعاً دادههای نزدیک به ۵۸ هزار نفر را دربر میگیرد. این بررسی تصویری نسبتاً روشن از پیامدهای روانی کنشهای جمعی، اعتراضها، شورشها و انقلابها (Psychological Outcomes of Collective Action, Protests, Riots, and Revolutions) ارائه میدهد و نشان میدهد که اثرات روانی این پدیدهها میتوانند گسترده و فراتر از مشارکت کننده های مستقیم باشند.
۱. افسردگی؛ پیامد خاموش اما گسترده (Depression: A Widespread but Silent Outcome)
یکی از برجستهترین یافتهها این است که افسردگی (Depression) شایعترین پیامد روانی پس از کنشهای جمعی است.
-
برای مثال، پس از یک جنبش اعتراضی بزرگ، شیوع افسردگی (Major Depressive Disorder) در جمعیت عمومی حدود ۷ درصد افزایش یافته است.
-
نکته قابل توجه این است که این افزایش حتی در افرادی رخ داده که مستقیماً در اعتراضها شرکت نداشتهاند (Non-Participants in Protests).
-
این پدیده بهعنوان اثر سرایتی اجتماعی (Community Spillover Effect) شناخته میشود، به این معنا که فضای روانی جامعه تحت تأثیر تنشها و بحرانهای جمعی قرار میگیرد و تمام افراد، حتی غیرمستقیم، تحت تأثیر آن قرار میگیرند.
مکانیسمهای احتمالی شامل افزایش استرس محیطی، اضطراب اجتماعی (Social Anxiety) و احساس بیثباتی روانی (Psychological Instability) است که حتی به افراد غایب نیز منتقل میشود.
۲. اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)؛ نه فقط پیامد جنگ (Post-Traumatic Stress Disorder: Not Limited to War Zones)
مطالعات نشان میدهند که میزان شیوع PTSD در مناطق درگیر شورش یا خشونت، بین ۴ تا ۴۱ درصد متغیر است و میتواند به شکل شدید و طولانیمدت ظهور کند.
-
افرادی که شاهد خشونت بودهاند (Witnesses of Violence)،
-
در نزدیکی مناطق درگیری زندگی کردهاند (Residents Near Conflict Zones)،
-
قربانی غارت، تخریب یا حملات فیزیکی شدهاند (Victims of Looting, Vandalism, or Physical Attacks)
بیشترین خطر را برای ابتلا به PTSD دارند.
علاوه بر تماس مستقیم با خشونت، دنبال کردن مداوم اخبار و تصاویر خشونتآمیز از طریق رسانهها (Exposure to Violent Media / Media Coverage) نیز میتواند خطر این اختلال را افزایش دهد. این موضوع نشان میدهد که حس ناامنی و ترس جمعی (Collective Fear and Insecurity) میتواند پیامدهای روانی مشابه تجربه مستقیم خشونت ایجاد کند.
۳. اضطراب؛ محصول نااطمینانی و تنش اجتماعی (Anxiety: The Outcome of Uncertainty and Social Tension)
اضطراب (Anxiety) یکی دیگر از پیامدهای رایج اعتراضها است و به ویژه در شرایطی که:
-
آینده سیاسی نامشخص است (Political Uncertainty)،
-
جامعه دچار دوقطبی شدید میشود (Severe Social Polarization)،
-
روابط خانوادگی و اجتماعی تحت فشار قرار میگیرند (Strained Family and Social Relationships)
به طور گسترده گزارش شده است.
در برخی مطالعات، نزدیک به نیمی از جمعیت (Up to 50% of the Population) پس از اعتراضهای گسترده درجاتی از اضطراب متوسط تا شدید (Moderate to Severe Anxiety Levels) را تجربه کردهاند.
-
این اضطراب معمولاً با اختلال خواب (Sleep Disturbances)، تغییرات خلقی (Mood Alterations) و کاهش تابآوری روانی (Reduced Psychological Resilience) همراه است.
-
نااطمینانی سیاسی و اجتماعی (Socio-Political Uncertainty)، پیامدهای روانی را تقویت کرده و میتواند باعث ایجاد احساس درماندگی (Helplessness) و افزایش استرس مزمن (Chronic Stress) شود.
چه کسانی در معرض پیامدهای روانی اعتراضها آسیبپذیرترند؟
مرور پژوهشهای موجود نشان میدهد که پیامدهای روانشناختی اعتراضهای جمعی (Psychological Outcomes of Collective Protests / Collective Action) بهطور یکنواخت در جمعیت توزیع نمیشوند و گروههای خاصی آسیبپذیری بالاتری دارند. شناسایی این عوامل خطر (Risk Factors) برای طراحی مداخلات حمایتی و کاهش پیامدهای منفی اهمیت حیاتی دارد.
مطالعات نشان میدهند که زنان بهویژه در مواجهه با خشونت خیابانی، تهدیدهای امنیتی و تبعات اجتماعی ناشی از مشارکت در اعتراضها آسیبپذیری روانی بیشتری دارند. این امر میتواند ناشی از ترکیبی از فشارهای اجتماعی و فرهنگی (Socio-Cultural Pressures)، احساس مسئولیت چندگانه (Multiple Role Strain) و حساسیتهای روانی مرتبط با امنیت فردی باشد.
وضعیت اجتماعی–اقتصادی پایین (Low Socioeconomic Status) نیز یکی از عوامل کلیدی است. افراد با دسترسی محدود به منابع اقتصادی و اجتماعی، حمایتهای روانی کمتر و فشارهای زندگی روزمره بیشتر، در مواجهه با ناآرامیهای اجتماعی احتمال بروز اضطراب (Anxiety)، افسردگی (Depression) و استرس پس از سانحه (Post-Traumatic Stress) بالاتری دارند.
مواجهه مستقیم با خشونت (Direct Exposure to Violence)، چه در قالب خشونت فیزیکی (Physical Violence) و چه در قالب تهدیدهای روانی (Psychological Threats / Urban Terror)، بهطور مکرر با پیامدهای منفی بلندمدت روانی، از جمله افزایش علائم اضطرابی، اختلال خواب (Sleep Disturbances) و اختلالات جسمی–روانی (Psychosomatic Symptoms) مرتبط شناخته شده است.
درگیریهای خانوادگی یا بینفردی مرتبط با مسائل سیاسی (Family or Interpersonal Political Conflicts) نیز یکی دیگر از عوامل آسیبپذیری است. اختلافات ایدئولوژیک یا فشارهای خانوادگی (Ideological Conflicts / Familial Pressures) میتوانند علاوه بر تشدید استرس، حس انزوا و تنهایی (Social Isolation) را افزایش داده و ظرفیت افراد برای مقابله با فشارهای محیطی را کاهش دهند.
استفاده مکرر از شبکههای اجتماعی (Excessive Social Media Use) نیز با تشدید اضطراب، خشم و ترس اجتماعی (Amplified Anxiety, Anger, and Social Fear) مرتبط است. مطالعات نشان دادهاند که دنبال کردن محتواهای خشونتآمیز یا خبری (Exposure to Violent or Political News Content) میتواند باعث تقویت احساسات منفی و کاهش تابآوری روانی (Psychological Resilience) شود.
در مقابل، چندین عامل محافظتی (Protective Factors) در این پژوهشها شناسایی شدهاند که میتوانند اثرات منفی را کاهش دهند:
-
تابآوری فردی بالا (High Individual Resilience): توانایی مدیریت استرس، انعطاف روانی و مهارتهای مقابلهای موثر، افراد را در برابر پیامدهای منفی روانی مقاوم میسازد.
-
انسجام خانوادگی (Family Cohesion): حمایت و درک متقابل اعضای خانواده میتواند به کاهش اضطراب و ایجاد حس امنیت کمک کند.
-
شبکههای حمایت اجتماعی قوی (Strong Social Support Networks): تعاملات مثبت با دوستان، گروههای همفکر و جامعه، بهویژه در شرایط بحران، نقش مهمی در بازتوانی روانی (Psychological Recovery) و کاهش احساس انزوا دارد.
در نتیجه، پیامدهای روانی اعتراضها بستگی شدیدی به ترکیب عوامل فردی، اجتماعی و محیطی (Interaction of Individual, Social, and Environmental Factors) دارند و شناسایی گروههای آسیبپذیر میتواند راهبردهای مداخلهای هدفمند (Targeted Intervention Strategies) را مؤثرتر کند.
آیا اعتراضها همواره پیامدهای منفی دارند؟
یکی از یافتههای کمتر برجستهشده اما قابلتأمل در این حوزه پژوهشی آن است که پیامدهای روانشناختی اعتراضهای جمعی (Collective Protests / Collective Action) الزاماً و در همه موارد منفی نیستند. اگرچه بخش عمدهای از ادبیات علمی بر افزایش استرس روانی (Psychological Stress)، اضطراب (Anxiety) و افسردگی (Depression) در دورههای ناآرامی اجتماعی تأکید دارد، اما در تعداد محدودی از مطالعات تجربی، شواهدی از اثرات بالقوه مثبت برخی اشکال کنش جمعی گزارش شده است.
بر اساس این مطالعات، مشارکت در اعتراضها در برخی زمینهها با کاهش علائم افسردگی و حتی در مواردی با کاهش نرخ خودکشی (Suicide Rates) همزمان بوده است. پژوهشگران چند سازوکار احتمالی را برای تبیین این پدیده مطرح کردهاند:
نخست، تجربهی تخلیه هیجانی جمعی (Collective Emotional Catharsis) است. در شرایطی که افراد برای مدت طولانی احساس سرکوب، بیعدالتی یا ناتوانی در بیان مطالبات خود دارند، مشارکت در اعتراضهای جمعی میتواند بهعنوان یک مجرای ابراز هیجانی (Emotional Expression Outlet) عمل کند. این تخلیهی هیجانی، بهویژه زمانی که در قالب کنش جمعی و نه رفتارهای فردی منزوی رخ میدهد، ممکن است به کاهش فشار روانی انباشتهشده منجر شود.
دوم، افزایش حس همبستگی اجتماعی (Social Cohesion) و هویت مشترک (Collective Identity) است. حضور در یک کنش جمعی میتواند احساس «تنها نبودن» را تقویت کرده و ادراک فرد از تعلق به یک گروه معنادار را افزایش دهد. این امر بهویژه در چارچوب نظریههای هویت اجتماعی (Social Identity Theory) قابل تبیین است، جایی که تعلق گروهی میتواند بهعنوان یک عامل محافظتکننده روانی (Psychological Protective Factor) عمل کند.
سوم، اعتراضها میتوانند به تقویت پیوندهای اجتماعی (Strengthening of Social Bonds) در میان افراد همفکر منجر شوند. شکلگیری شبکههای غیررسمی حمایت اجتماعی (Informal Social Support Networks)، تعاملات چهرهبهچهره و احساس مسئولیت متقابل، همگی عواملی هستند که در ادبیات سلامت روان با کاهش احساس انزوا (Social Isolation) و افزایش تابآوری روانی (Psychological Resilience) مرتبط دانسته میشوند.
با این حال، خود نویسندگان مقاله تأکید میکنند که این یافتهها محدود، وابسته به زمینه (Context-dependent) و تا حد زیادی متأثر از عواملی مانند ماهیت اعتراض (Peaceful vs. Violent Protests)، مدتزمان درگیریها (Duration of Unrest)، واکنش ساختارهای قدرت (State Response) و سطح حمایت اجتماعی موجود هستند. از اینرو، نمیتوان این اثرات مثبت را بهعنوان یک قاعدهی کلی در مورد همه اعتراضها تعمیم داد.
در مجموع، این بخش از پژوهش نشان میدهد که کنشهای جمعی میتوانند طیفی از پیامدهای روانشناختی، از آسیبزا تا بالقوه حمایتکننده، ایجاد کنند و درک دقیق این پیامدها مستلزم مطالعات طولی (Longitudinal Studies) و تحلیلهای عمیقتر میانرشتهای است.
نقش رسانهها و شبکههای اجتماعی
یکی از یافتههای مهم این مرور، نقش دوگانهی رسانههاست.
در حالی که رسانهها ابزار آگاهیرسانیاند،دنبال کردن مداوم و هیجانی اخبار، تصاویر خشونتآمیز و درگیریهای آنلاین میتواند بهعنوان یک عامل استرسزای مستقل عمل کند و خطر افسردگی و اضطراب را افزایش دهد.
پیامدها برای نظام سلامت
این پژوهش پیام روشنی دارد:
اعتراضها و جنبشهای اجتماعی فقط پدیدههای سیاسی نیستند، بلکه یک عامل اجتماعی–سیاسی تعیینکننده سلامت روان محسوب میشوند.
بنابراین:
-
روانپزشکان، روانشناسان و پزشکان عمومی باید نسبت به پیامدهای روانی این رویدادها هوشیار باشند.
-
حتی افرادی که مستقیماً در اعتراضها حضور نداشتهاند، ممکن است دچار آسیب روانی شوند.
-
مداخلاتی مانند حمایت روانی اولیه، درمان شناختی–رفتاری (CBT) و تقویت حمایت اجتماعی میتوانند نقش مهمی در کاهش آسیبها داشته باشند.
جمعبندی
این مرور سیستماتیک نشان میدهد که اعتراضها، شورشها و انقلابها میتوانند تأثیری عمیق، گسترده و گاه پایدار بر سلامت روان جوامع داشته باشند؛ تأثیری که در بسیاری موارد با پیامدهای روانی بلایای طبیعی یا درگیریهای مسلحانه قابل مقایسه است.
در جهانی که کنشهای جمعی رو به افزایشاند، نادیده گرفتن بُعد روانی آنها میتواند هزینهای سنگین برای فرد و جامعه به همراه داشته باشد.
منابع :
Ni MY, Kim Y, McDowell I, Wong S, Qiu H, Wong IO, Galea S, Leung GM. Mental health during and after protests, riots and revolutions: A systematic review. Aust N Z J Psychiatry. 2020 Mar;54(3):232-243. doi: 10.1177/0004867419899165. Epub 2020 Jan 28. PMID: 31989834.