به فروشگاه اینترنتی آریاطب خوش آمدید!

قیمت همکاری

دسته بندی ها:

برند ها:

لندینگ:

محصولات:

شیمی مرگ و بقا؛ چرا این مومیایی پس از سه قرن هنوز سالم است؟

شیمی مرگ و بقا؛ چرا این مومیایی پس از سه قرن هنوز سالم است؟

تأثیر شیمیایی تابوت مسی بر حفاظت و دگرگونی بدن انسان


خلاصه

حدود سه قرن پیش، پیکر یک نوجوان در شمال ایتالیا درون تابوتی از جنس مس به خاک سپرده شد. شرایط غیرمعمول دفن و برهم‌کنش‌های شیمیایی میان فلز مس و بافت‌های بدن سبب شد که این جسد به نمونه‌ای منحصربه‌فرد در تاریخ مومیایی‌شناسی تبدیل شود؛ به‌گونه‌ای که امروزه از آن به‌عنوان تنها مومیایی تقریباً کامل با رنگ سبز در جهان یاد می‌شود. بررسی‌های علمی نشان می‌دهد که فلزات سنگین، به‌ویژه مس، نه‌تنها در مهار فرایندهای تجزیه زیستی نقش دارند، بلکه می‌توانند ساختار شیمیایی و رنگ استخوان‌ها و پوست را نیز به‌طور چشمگیری تغییر دهند. این پژوهش میان‌رشته‌ای، پیوندی بدیع میان تاریخ، پزشکی قانونی و شیمی برقرار کرده و درک ما را از مومیایی‌سازی طبیعی و نقش محیط در بقای بقایای انسانی به‌طور اساسی بازتعریف می‌کند.


در زیرزمین یک ویلای تاریخی در شهر بولونیا، کشفی غیرمنتظره توجه پژوهشگران را به خود جلب کرد: جسد یک پسر نوجوان که تقریباً تمام بافت‌های بدن او، از پوست تا استخوان، به رنگ سبز درآمده بود. این نوجوان حدود سیصد سال پیش درون تابوتی مسی دفن شده و امروزه به‌عنوان تنها مومیایی تقریباً کامل سبزرنگ شناخته‌شده در جهان مطرح است.

پیش‌تر نیز نمونه‌هایی از تغییر رنگ سبز در بقایای انسانی گزارش شده بود؛ برای مثال، دست مومیایی‌شده یک نوزاد در مجارستان قرون وسطی که در مجاورت یک سکه مسی دفن شده بود. بااین‌حال، آنچه این نمونه ایتالیایی را متمایز می‌سازد، حفظ تقریباً کامل کل بدن است؛ به‌جز بخش‌هایی از اندام‌های تحتانی که در گذر زمان از بین رفته‌اند.

این جسد در سال ۱۹۸۷ میلادی کشف و برای انجام بررسی‌های پزشکی قانونی به دانشگاه بولونیا منتقل شد. تحلیل‌های انسان‌شناختی نشان داد که بقایا متعلق به پسری ۱۲ تا ۱۴ ساله است. از زمان کشف، این مومیایی تحت شرایط کنترل‌شده در دانشگاه نگهداری شده تا امکان انجام مطالعات تکمیلی فراهم شود.

آنا ماریا آلابیزو، متخصص حفاظت آثار فرهنگی از دانشگاه رم، توضیح می‌دهد که مطالعه این مومیایی در قالب یک پروژه کاملاً میان‌رشته‌ای انجام شده است. در این پژوهش، متخصصانی از حوزه‌های ژنتیک، انسان‌شناسی زیستی، رادیولوژی، ریاضیات، فیزیک و علوم رایانه مشارکت داشته‌اند. به گفته او، «این همکاری علمی گسترده موجب شد هر یک از متخصصان، جنبه‌ای تازه از ماهیت این مومیایی و فرایندهای مؤثر بر آن را آشکار سازند«.

بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، زمان مرگ این نوجوان به بازه‌ای میان سال‌های ۱۶۱۷ تا ۱۸۱۴ میلادی بازمی‌گردد و هیچ نشانه روشنی از بیماری‌های کشنده یا آسیب‌های شدید جسمانی در بقایا مشاهده نشده است. تابوت مسی نقش تعیین‌کننده‌ای در حفاظت از بافت‌های نرم و استخوان‌ها ایفا کرده است؛ زیرا مس دارای خواص ضدمیکروبی ذاتی است و می‌تواند فعالیت میکروارگانیسم‌های تجزیه‌کننده را به‌شدت کاهش دهد.

بااین‌حال، نقش مس به حفاظت محدود نمی‌شود. این فلز در واکنش با اسیدهای آزادشده از بدن در جریان تجزیه اولیه، به‌تدریج دچار خوردگی شده و یون‌های مس حاصل از این فرایند وارد ساختار استخوان‌ها شده‌اند. در نتیجه، بخشی از کلسیم استخوان‌ها با یون‌های مس جایگزین شده است؛ پدیده‌ای که نه‌تنها به استحکام نسبی استخوان‌ها انجامیده، بلکه رنگ سبز درخشان و غیرمعمولی به آن‌ها بخشیده است.

پوست جسد نیز با لایه‌ای سبزرنگ، پوسته‌پوسته و پایدار پوشیده شده که در علم مواد به آن «پتینا» (Patina)  گفته می‌شود؛ لایه‌ای که معمولاً بر سطح اشیای مسی و برنزی در اثر واکنش با آب، دی‌اکسید کربن و اکسیژن شکل می‌گیرد. در این مورد، سطح بدن به‌گونه‌ای دگرگون شده که می‌توان آن را به یک پیکره کوچک فلزی تشبیه کرد؛ پیکره‌ای که علی‌رغم تغییر رنگ، جزئیات کالبدی خود را تا حد زیادی حفظ کرده است.

در مراحل بعدی، کف تابوت دچار ترک‌خوردگی شده و بخشی از مایعات ناشی از تجزیه از آن خارج شده است. بااین‌وجود، جسد در محیطی نسبتاً خنک، خشک و کم‌اکسیژن باقی مانده که این شرایط، سرعت فرایندهای تجزیه را به‌شدت کاهش داده است. به‌احتمال زیاد، از دست رفتن پاها نیز در همین مرحله و بر اثر تغییرات مکانیکی و محیطی رخ داده است.

جولیا گالو، پژوهشگر کالج دو فرانس در پاریس، پس از مشاهده تصاویر این مومیایی، آن را «شگفت‌انگیز و استثنایی» توصیف می‌کند و می‌گوید: «تمام فرایند مطالعه این مومیایی، مانند روایت یک داستان علمی واقعی است.» به باور او، تحلیل دقیق سازوکارهای شیمیایی و فیزیکی که به مومیایی‌شدن و تغییر رنگ بافت‌ها انجامیده، نمونه‌ای کم‌نظیر از تعامل میان علم مواد و بقایای انسانی را به نمایش می‌گذارد.

شواهد موجود به‌روشنی نشان می‌دهند که مس در این مورد نقشی دوگانه ایفا کرده است: از یک‌سو عامل حفاظت و مهار تجزیه زیستی بوده و از سوی دیگر، با نفوذ به ساختار بافت‌ها و استخوان‌ها، فرآیند «رنگ‌آمیزی شیمیایی» آن‌ها را هدایت کرده است. این یافته‌ها افق‌های تازه‌ای در فهم مومیایی‌سازی طبیعی و تأثیر عوامل محیطی بر بقای اجساد انسانی می‌گشایند.

 

منابع و توضیحات:

New Scientist Australian Edition - 8 November 2025- page 13

 
پست های مرتبط 0 نظرات
نظر خود را ارسال کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند *

ارتباط با ما
شماره های تماس لینک اتصال به واتساپ مصرفی پزشکی لینک اتصال به واتساپ زیبایی لینک اتصال به اینستاگرام آریاطب
ارتباط با ما
لینک اتصال به واتساپ مصرفی پزشکی لینک اتصال به واتساپ زیبایی